026-32531283

نظریه مرکانتیلیسم

نظریه مرکانتیلیسم

نظریه مرکانتیلیسم

جزئیات

اولین نظریه ای که در مورد تجارت بین الملل ارائه شده در اواسط قرن شانزدهم انگلستان بوده است. این نظریه که به نام مرکانتیلیسم شهرت یافت ذخایر طلا و نقره را به عنوان پایه ثروت ملی و عاملی تعیین کننده در برقراری مبادلات خارجی کشورها می دانست.

4 شهریور 1397
اولین نظریه ای که در مورد تجارت بین الملل ارائه شده در اواسط قرن شانزدهم انگلستان بوده است. این نظریه که به نام مرکانتیلیسم شهرت یافت ذخایر طلا و نقره را به عنوان پایه ثروت ملی و عاملی تعیین کننده در برقراری مبادلات خارجی کشورها می دانست. در آن زمان طلا و نقره وسیله پرداخت در تجارت خارجی محسوب شده و دستیابی به آن ها از طریق صدور کالا به خارج میسر می شد. از طرف دیگر واردات کالا باعث خروج طلا و نقره از کشور و انتقال آن به سایر کشورها می گشت. تز اصلی نظریه مرکانتیلیسم این بود که هر کشوری باید کوشش کند تا بیش تر صادر نماید و کمتر وارد نماید تا در نهایت به مازاد تراز بازرگانی دست یابد. از آنجائیکه وسیله پرداخت بین المللی طلا یا نقره بود بنابراین مازاد تجاری کشور به افزایش ذخایر فلزات قیمتی از جمله طلا و نقره انجامید که به نوبه خود موجب افزایش ثروت ملی و تقویت جایگاه اقتصادی کشور در عرصه جهانی می گردید. یکی از متفکران این مکتب به نام توماس مان در این زمینه چنین می گوید: بنابراین شیوه های مناسب برای افزایش ثروت و ذخایر ملی ما همانا ورود به عرصه تجاری خارجی است. در این زمینه هم باید همواره بکوشیم تا بیش تر کالا صادر کنیم و کمتر وارد نماییم و بر ذخایر پولی خود بیفزاییم.
متناسب با این دیدگاه مرکانتیلیست ها از دخالت دولت در اقتصاد و تجارت خارجی در راستای کنترل واردات و افزایش مازادتر از پرداخت ها پشتیبانی می کردند. آن ها به بزرگ بودن حجم مبادلات خارجی خود اهمیت زیادی نمی دادند اما فزونی صادرات بر واردات همواره مورد توجه آن ها بود و در این راستا با برقراری محدودیت های وارداتی مانند تعرفه گمرکی و سهمیه بندی و همچنین حمایت از صادرکنندگان موافق بودند. پس از پیدایش مکتب کلاسیک اقتصاددان ها به بحث در مورد نقاط ضعف نظریه مرکانتیلیسم پرداختند. یکی از آن ها به نام دیوید هیوم موضوع تأکید بر مازاد تراز تجاری را که یکی از جنبه های نظریه مذکور می باشد به صورت زیر مورد نقد قرار داده است.
هنگامی که انگلستان در تجارت با فرانسه به مازاد تجاری دست می یابد بر موجودی طلای او افزوده می شود که این خود به افزایش حجم پول و بالا رفتن سطح تقاضا در این کشور می انجامد. این رویدادها باعث گران شدن کالاهای صادراتی کشور مذکور گردیده و در نتیجه تقاضای خارجیان برای این کالاها رو به کاهش می گذارد. بنابراین وضعیت مازاد تراز بازرگان برای این کشور نمی تواند ادامه یابد. از طرف دیگر به دلیل خروج طلا از فرانسه حجم پول در کشور مذکور کاهش یافته که به پایین آمدن تقاضا می انجامد. این شرایط باعث ارزانتر شدن کالاهای فرانسه گشته که می تواند منجر به افزایش تقاضای خارجی برای این کالاها و در نتیجه توسعه صادرات این کشور گردد. پس از این به بعد صادرات فرانسه رو به فزونی گذاشته در حالی که انگلستان با کاهش صادرات روبرو می شود.
نتیجه نهایی این تحلیل اینست که مازاد تراز بازرگانی یک کشور نمی تواند امری دائمی باشد زیرا منجر به افزایش حجم پول، بالا رفتن تقاضا، گران شدن کالاها برای خریداران خارجی و در نهایت کاهش صادرات آن کشور می گردد. باید توجه داشته باشیم که علی رغم نارسایی های تئوریک که در نظریه مرکانتیلیست ها بچشم می خورد این دیدگاه هنوز هم کاملاً کنار گذاشته نشده و برخی از سیاست مداران و کسانی که با گرایش سیاسی به اقتصاد کلان می نگرد فزونی صادرات بر واردات و انباشت منابع پولی را برای کشور ترجیح داده و برخورداری از مازاد تراز تجاری را شیوه ای مؤثر در راستای افزایش قدرت ملی می دانند. بدیهی است که با ادامه روند جهانی شدن اقتصاد، اعتبار این نظریه نیز بیش از گذشته رو به افول خواهد گذاشت. 

منبع
حقیقی، محمد. (1388). بازرگانی بین الملل، نظریه و کاربردها، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
 

مدیران به روز شما را به روز نگه می دارد

 

مقاله ها