026-32531283
support@modiranbrooz.com

داگلاس مک گریگور

داگلاس مک گریگور

داگلاس مک گریگور

جزئیات

داگلاس مک گریگور در اول اکتبر 1906 در دیترویت ایالات متحده آمریکا متولد شد. او کارشناسی مکانیک خود را در سال 1932 از دانشگاه ایالتی وین دریافت نمود. کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی خود را در دانشگاه هاروارد به اتمام رساند. کتابی که از او در سال 1960 با عنوان "بعد انسانی سازمان" منتشر شد، تأثیر عمیقی بر شیوه های آموزشی گذاشت. او نظریه ی X و Y را در کتاب خود مطرح نمود؛ نظر او بیشتر بروی مفروضات نظریه Y بود که کار را مانند بازی فرض کرده و اعتقاد داشت افراد معمولاً مسئولیت پذیر اند.

14 اسفند 1396
داگلاس مک گریگور (1906-1964)
داگلاس موری مک گریگور1 در اول اکتبر 1906 در دیترویت2 ایالات متحده آمریکا متولد شد. او کارشناسی مکانیک خود را در سال 1932 از دانشگاه ایالتی وین3 دریافت نمود. کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی خود را در دانشگاه هاروارد4 به اتمام رساند. کتابی که از او در سال 1960 با عنوان "بعد انسانی سازمان5" منتشر شد، تأثیر عمیقی بر شیوه های آموزشی گذاشت. او نظریه ی X و Y را در کتاب خود مطرح نمود؛ نظر او بیشتر بروی مفروضات نظریه Y بود که کار را مانند بازی فرض کرده و اعتقاد داشت افراد معمولاً مسئولیت پذیر اند. این کتاب بر اساس نظرسنجی از دانشجویان آکادمی مدیریت6 به عنوان چهارمین کتاب مدیریتی با نفوذ قرن بیستم انتخاب شد. او بر اساس این نظریه پیشنهاد می کند که فرضیه های فردی درباره طبیعت و رفتار انسان مشخص می کند که فرد چگونه کارکنان خود را مدیریت می کند. مک گریگور در نظریه  خود  برداشت ها، طرز تلقی ها و نگرش های مدیران را در مورد انسان به دو گروه تقسیم کرده است. داگلاس موری مک گریگور استاد مدیریت در دانشکده مدیریت سولان ام ای تی7 و رئیس دانشکده انتیوک8 بین سال های 1948 تا 1954 بود. او همچنین در موسسه مدیریت هند کالکته9 تدریس می کرد. مک گریگور در سن 58 سالگی در ماساچوست10 فوت کرد. مک گریگور به توسعه مدیریت و نظریه های انگیزشی کمک زیادی کرد [1].
داگلاس مک گریگور با تأثیرپذیری شدید از مطالعات هاثورن و نظریه مزلو، در کتاب معروف خود تحت عنوان بعد انسانی سازمان این نظریه را ترویج کرد که مدیران باید توجه بیشتری به نیازهای اجتماعی و خودشکوفایی افراد در محیط کار داشته باشند. وی بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه Y قرار دهند؛ به همین دلیل آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه X دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند. به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه X باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو چنین مدیری از سازوکارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرک های مادی استفاده می کند؛ در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه Y باشد، می تواند هدف های فردی و سازمانی را تلفیق کند. چنین مدیری برای تلفیق هدف های مذکور به کارکنان خود آزادی عملی بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آن ها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه Y رفتار شود [2].



پانویس
1.Douglas Murray McGregor
2.Detroit
3.Wayne State University
4.Harvard University
5.Human Side of Enterprise
6.Academy of Management
7.MIT Sloan
8.Antioch College
9.Indian Institute of Management Calcutta
10. Massachusetts

منابع
1. ویکی پدیا، قابل مشاهده در: https://en.wikipedia.org/wiki/Douglas_McGregor
2. رضائیان، علی. (1387). مبانی سازمان و مدیریت، تهران: انتشارات سمت.
 

مشاهیر مدیریت